تبلیغات
*قولاً کریماً* - غصه دار یتیمان - به بهانه شهادت امام علی (ع) -
» چهارشنبه سوری
» پیرمردان فوتبالیست (طنز)
» دل تكانی ::: تراك صوتی ::::
» در پشت صحنه كارها حكمتی وجود دارد
» دختر بی حجابی که آیت الله مجتهدی را زندانی کرد
» روزه با فطریه كامل است
» كلام گوهربار آیت الله میلانی در مورد شب قدر
» ماه رمضان ، ماه سربازی خدا
» بزرگ شدن روح در كارگاه رمضان
» جان ما قربان او سید علی
» نه گفتن به نفس !
» كارگاه دوری از گناه
» این روزه ، روزه ی اصلی نیست ...
» دختر یازده ساله ای که امام جماعت مردها شد !
» سرباز رهبریم ...
 *قولاً کریماً*
درباره ما
پروردگارا ...
آن گونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
پیوندهای وبگاه
آرشیو مطالب
موضوعات مطالب
ابر برچسب‌ها
نظرسنجی
نظرتون درمورد وبلاگ چیه ؟





غصه دار یتیمان - به بهانه شهادت امام علی (ع) -
+ نویسنده سید مهدی در 04:09 ب.ظ | نظرات()
 امام علی (علیه السلام ) در بین راه متوجه زن فقیری شد كه بچه های او از گرسنگی گریه میكردند و او آنها را به وسائلی مشغول میكرد و از گریه باز میداشت . برای آسوده كردن آنها ، دیگی كه جز آب چیزی نداشت بر پایه گذاشته بود و در زیر آن آتش افروخته بود تا آنكه آنها خیال كنند برایشان غذا تهیه میكند ، به این وسیله آنها را خوابانید .
علی (علیه السلام ) پس از مشاهده این جریان با شتاب به همراهی غلامش قنبر به منزل رفت ، ظرف خرمایی با انبانی آرد و مقداری روغن و برنج بر شانه ی خویش گرفت و بازگشت ، قنبر تقاضا كرد اجازه دهند او بردارد ، ولی حضرت راضی نشدند وقتی به خانه ی آن زن رسیدند ، اجازه ی ورود خواستند و داخل شدند ، مقداری از برنج ها را با روغن در دیگ ریخت و غذای مبوعی تهیه كرد ، آنگاه بچه ها را بیدار كرد و با دست خود از آن غذا به آنها داد ، تا سیر شدند .
مولا برای سرگرمی بچه ها ، مانند گوسفند دو دست و زانوان خود را بر زمین گذاشت و صدای مخصوص گوسفندان را تقلید كرد ، بچه ها نیز یاد گرفتند و از پی آن جناب همین كار را كرده و می خندیدند ، مدتی آنها را سرگرم كرد تا بچه ها ناراحتی قبلی را فراموش كردند و بعد خارج شدند .
قنبر عرض كرد : ای مولای من ! امروز دو چیز را مشاهده كردم كه علت یكی را میدانم ، اما سبب دومی بر من آشكار نیست . توشه ی بچه های یتیم را خودتان حمل كردید و اجازه ندادید من شركت كنم ، از جهت اینكه به ثواب و پاداش بود ، ولی تقلید از گوسفندان را ندانستم برای چه كردید ؟
حضرت فرمودند : وقتی كه وارد بر این بچه ها شدم ، از گرسنگی گریه میكردند ، خواستم وقتی خارج میشوم هم سیر باشند و هم خندان .

دل را ز شرار عشـق سوزاند علی  

یک عمر غریب شهر خود ماند علی

وقتی که شکافـت فـرق او در محراب

گفتنـد مگـر نمـاز می خوانـد علی





چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:04 ب.ظ
Heya are using Wordpress for your blog platform?
I'm new to the blog world but I'm trying to get started and set up my
own. Do you require any coding knowledge to make your own blog?
Any help would be greatly appreciated!
جمعه 20 مرداد 1391 02:13 ب.ظ
اگر زمانی مقبولیت عامه حاکمیت ولی فقیه از دست برود وظیفه حاکم اسلامی چیست؟
منتظر نقطه نظرات شما عزیزان می باشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...